پارت هفتاد و هفتم :

ذهن سیاوش ملغمه ای از خشم و نفرت و بهت شده بود. نمیدانست چطور یک دفعه ورق این طور برگشته و همه چیز به ضررش تمام شده بود؛ به همین خاطر با عجله پرسید:
ـ حالا چرا داری آزادم میکنی؟
طوبی خانم چاقویی را که به همراه آورده بود بیرون کشید و گفت:
_چون شنیدم حال و اوضاع اون دختر هیچ خوب نیست. بعد از اینکه پیداش کردن و بردنش، پدر بزرگش هم به دست نا اهل ها کشته شد و همه چیز افتاد دست پسر عموی ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    0

    دنیا پر است از این محبوبه ها و شهباز ها فکر میکنم وجه مشترک همه شخصیت های منفی حسادته . ممنون نویسنده جانم😘

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    👌🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • سعادت

    0

    خدا قوت خانم نارسیس 🌸🌸 عالی و بی نظیر

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🥰💗

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفرآبی

    0

    ممنون نرگس جان پارت قشنگ وخوبی بود مث همیشه ممنون

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌺💝

    ۱۱ ماه پیش
  • هانا

    2

    مثل همیشه عالی خسته نباشی

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💖💞

    ۱۱ ماه پیش
  • الی

    0

    باز خوبه که طوبی بهش گفت

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    5

    تورو خدا نگو که صبر کنیم تا فردا ، من که قلبم داره میاد تو سینم 🥺نکن این کارو باما

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💔😞

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    8

    نه ما یه پارت دیگم میخوایم تو رو خدا نویسنده جونم 🙏😘❤️ لطفاً

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    3

    آره قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود پارت هدیه نمیدین خوش قلم؟

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😢🙏

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🥺😢

    ۱۱ ماه پیش
  • فخری

    3

    خسته نباشی نرگس جان عالی بود عزیزم قلمت مانا❤🌹🙏🏻

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹❣️🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • سوگند

    3

    محشر بود بانو جان

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝🌻

    ۱۱ ماه پیش
  • Sedna

    6

    واقعاً عالی بود نویسنده ی عزیز ❤️🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹❣️

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    2

    ای بابا باز کی اومد برو سیا جون ک پری در حال مرگه از نبودنت و نگرانیت

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    3

    چه راه طولانی و درازی در پیش داره سیاوش

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️